فخر الدين الرازي

مقدمه 8

شرح الاشارات والتنبيهات

بر منطق أو چيزى بيفزايد يا نقصان وقصورى را براي آن ثابت كند . امّا در اين بخش نيز شيخ الرّئيس تحوّلات وتغييراتى را در تبويت وتنظيم مباحث منطق اعمال كرده است ، كه البتّه ابن خلدون آنها را به منطقيان متأخّر مانند امام فخر رازي نسبت مىدهد « 1 » ، ولى حقّ آن است كه همهء اين دخل وتصرّفها از جانب ابن سينا بوده است وما قبل از فخر رازي آنها را در آثار منطقي أو به خصوص در « إشارات » مىبينيم كه به بعضي از آنها اشاره مىكنيم : ابن سينا موضوع منطق را در « إشارات » به جاى معقولات ثانيه « موصل تصوّرى وتصديقي » معرفى كرده است . « موصل تصوّرى » يعنى معلوم تصوّرى از آن جهت كه به كشف مجهول تصوّرى منجر مىشود وبه آن « معرّف » يا « قول شارح » مىگويند . و « موصل تصديقي » يعنى معلوم تصديقي از آن جهت كه به كشف مجهول تصديقي مىانجامد و « حجّت » ناميده مىشود « 2 » . به عقيدهء أو كار منطقي در اين خلاصه مىشود كه : « مبادى قول شارح وچگونگى تأليف آنها به صورت حدّ يا رسم را بشناسد ، وهمچنين مبادى حجّت وچگونگى تركيب آنها به صورت قياس يا جز آن را بشناسد » « 3 » . وبنابراين مباحث منطق را به دو بخش تصوّر وتصديق تقسيم مىكند . أو بر أساس تقسيم بندى فوق مباحث مربوط به حدّ ورسم را كه در منطق ارسطوئى در كتاب برهان از آن گفتگو مىشد ، بر باب قضايا مقدّم داشته ودر نهج دوّم پس از بحث از كليّات خمس به تعريف حدّ ورسم وبيان اقسام آن مىپردازد تا همهء مباحث مربوط به تصوّرات وقواعد كشف مجهول تصوّرى يكجا پيش از مباحث تصديقات قرار گيرد . « 4 » واين تغيير مهمّ وضروري كه ابن سينا در منطق انجام داده مورد پذيرش دانشمندان بعد از أو قرار گرفته است . از آنجا كه تمام معلومات ذهني ، اعمّ از تصوّرى وتصديقي ، به وسيله ألفاظ از ذهني به ذهن ديگر انتقال مىيابند وميان لفظ ومعنى ملازمه ورابطه وجود دارد ، وچه بسا أحوال لفظ در أحوال معنى اثر كند ، بر منطقيان لازم است كه در آغاز اين علم بحثي عمومى از ألفاظ نيز عنوان كنند « 5 » . وابن سينا در آثار

--> ( 1 ) - ابن خلدون ؛ « مقدّمه » ؛ ص 2 - 491 . ( 2 ) - « همين كتاب » ؛ ص 23 ؛ و « شفاء » ، منطق ، مدخل ، ص 18 . ( 3 ) - « همين كتاب » ؛ ص 30 . ( 4 ) - « همين كتاب » ؛ ص 126 - 106 . ( 5 ) - « همين كتاب » ؛ ص 21 .